توضیحات

پکیج دوره آموزشی پله‌ پله تا بستن فروش بیمه های عمر

یکی از ترفندهای بسیار جالبی که من آن را برای سنجش میزان موفقیتم در جلب همکاری و اعتماد مشتری

درپایان جلسه‌ی فروش به کار می‌برم این است که دپکیج دوره آموزشی پله‌ پله تا بستن فروش بیمه های عمر جلسه به مشتری می‌گویم: «آقای/خانم

مشتری؛ من بعداً یک سؤال خیلی مهم از شما دارم که خیلی مهم است در انتهای این جلسه از شما بپرسم

. پس ممنون می‌شوم اگر خودم هم فراموش کردم در آخر جلسه، شما به من یادآوری کنید که حتماً این

اگر مشتری من در پایان جلسه، هنوز یادش مانده باشد که این یادآوری را به من بکند و مثلاً بگوید: «راستی،

قرار بود یک سؤال مهم را از من بپرسید. سؤالتان چیست؟!» نشانه‌ی ۱۰۰ درصد مثبتی از این است که من

موفق به جلب اعتماد و همکاری او شده‌ام و مشتری علاقه‌مند به ادامه یافتن این مکالمه و این جلسه است.

اما چنانچه مشتری این یادآوری را به من نکند، به احتمال بسیار زیاد، به این معنی است که علاقه، اعتماد

و توجهی به من و به بیمه‌نامه‌ی پیشنهادی من پیدا نکرده است و فقط خواهان هرچه زودتر تمام شدن

پکیج دوره آموزشی پله‌ پله تا بستن فروش بیمه های عمر

من بسیاری از فروشهای خودم را با استفاده از همین تکنیک و زمانی که سیگنال مثبت را از سمت مشتری

دریافت کردم به دست آورده‌ام. بدین ترتیب که وقتی مشتری در پایان جلسه و زمانی که هنوز تصمیم نهایی

خودش مبنی بر خرید یا عدم خرید بیمه‌ی عمر پیشنهادی من را نگرفته است، به من یادآوری می‌کرد که قرار

بوده از او سؤال خیلی مهمی بپرسم، رو به مشتری کرده و می‌گویم:

«آقای/خانم مشتری، درواقع آن سؤال مهم من از شما این است که اگر بخواهید بزرگترین فایده و امتیاز این

بیمه‌نامه‌ی عمر را در کار یا زندگی شخصی‌تان را در یک جمله خلاصه کنید، چه می‌گفتید…؟!»

این سؤال که بی‌نهایت هوشمندانه طراحی شده و تک‌تک کلمات آن حساب شده انتخاب گردیده است، باعث

می‌شود که مشتری من، ناخودآگاه در مقام تعریف از بیمه‌ی عمر جمله‌ای را بر زبان بیاورد. خیلی جالب است

بدانید که وقتی مغز انسان، اقدام به طراحی و ساخت و ارائه یک تعریف مثبت از یک شخص، موقعیت، خدمات

یا محصول خاصی می‌کند، برای چند لحظه، نیمکره‌ی چپ مغز که مسئول تمام انتقادات و بدبینی‌ها و اعتراضات

است، از جریان بازی حذف می‌شود!